از این به بعد گلها را باید دوخت
چشمها را باید بست،پاها را باید بست
دست ها را باید بست
از این به بعد نباید گوش گرفت
بل باید گوشها را گرفت
از این به بعدخانه ها آسمان کبوتران
و گنجشکانند
از این به بعد نباید بچه دار شد
هرکی بچه دار شد،بچه اش روی دار شد
از این به بعد باید فیلمهارا گوشه ای انداخت
چون چشم بینایی نیست تا فیلمی ببیند
شعرها را باید دور ریخت
شعرها رانباید نوشت
همه داستان های دراماتیک مینویسند
داستان بچه گدا،داستان بچه ی بی پا
داستان:همه ۱۵ سال عمر می کنند
از این به بعد ز مرگ کسی هراس ندارد
بل ز تولد در هراسند
همه از پله بالا می روند،جدا از این که
پلکانشان را به جایی امید نیست
اینان خفاشند،خورشید را به دار کشیده اند
این شعر از خود ماست خوشحال میشم بگید منظور ما از خفاش کیست؟
|
+| نوشته شده توسط
اسامه شمس در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
|